غیر قانونی بودن دمکراسی در ایران

۲۳ تير ۱۳۸۸ (۱۴ ژوئیه ۲۰۰۹)

منبع و متن انگلیسی: تایمز آنلاین
٩ ژوئیه ٢٠٠٩
شری بلر

در هفته های اخیر قهرمانان بسیاری از زنان و مردان دلیر از سرزمین ایران برخاستند. ما هزاران هزار مردمی را که برای حمایت از دموکراسی به خیابان ها ریختند و خطر زندان و چه بسا بدتر از آن را به جان خریدند، به چشم خود مشاهده نمودیم.

زنان در صفوف اوّل این تظاهرات آرام و صلح آمیز جای گرفتند، که بی شرمانه با خشونت آنان را سرکوب نمودند. ولی بیش از هر چیز این حقوق انسانی و آمال و آرزوهای آنان است که در معرض خطر است.

این مبارزه ایی است برای آزادی و عدالت که خانم شیرین عبادی، حقوق دان برجستۀ ایرانی و برندۀ جایزۀ صلح نوبل، برای دهه های متوالی پرچمدار آن بوده است.

خانم دکتر عبادی، قهرمان من و قهرمان هزاران هزار تن ازمردمان دیگر در سراسر جهان است که با مجاهدات خستگی ناپذیر خود برای دفاع ازحقوق مردم ستمدیده و مجحوف همچنان تلاش میکند.

نمونه ایی از شجاعت و اعتقاد او به اهمیّت عدالت آنکه اعلان نمود که وکالت هفت تن از رهبران جامعۀ بهائی در ایران را، که سال پیش و قبل از تظاهرات اخیر دستگیر شده بودند، بعهده خواهد گرفت. البته عکس العمل مسئولین و مقامات رسمی ایران نیز نمونه ایی از واکنش های آنان بود. دفتر کار خانم عبادی مورد حمله قرار گرفت و تعطیل شد، جمعیّتی متهاجم و خشونت گرا بیرون خانۀ ایشان تجمع کردند و بار دیگر او و خانواده اش را به خطرات جدّی به جان و مال و امنیت شان تهدید نمودند.

البته برای خانم دکتر عبادی این واکنش ها چندان هم حیرت انگیز نبود. چرا که نه تنها وجود او همچون خاری در چشم مقامات دولتی ایران فرو میرود بلکه جامعۀ بهائیان، که بزرگترین اقلیت مذهبی در آن کشور میباشند، همیشه و در تمامی طول تاریخ خود هدف آزار و اذیّت شدید قرار گرفته اند.

بیش از صد سال است که پیروان دیانت بهائی، دیانتی جهانی که بنیان اش در ایران آغاز گردید، بخاطرآرمانهای مترّقی خود که بر اصولی چون وحدت ادیان، تساوی حقوق زن و مرد و همچنین حقّ تحصیل برای همه تاُکید شدید دارند، مورد تبعیض و آزار و اذیّت قرار گرفته اند. آنان از پیروی آیین دیانت خود ممنوع شده و در صورت عدم اطاعت با زندان و حتی اعدام مواجه بوده اند.

اساسی ترین حقوق انسانی آنان همچنان مورد تضییع و پایمالی است. دستگیری و حبس بهائیان بطور گسترده و خودسرانه همچنان ادامه دارد. کودکان بهائی در انظار عموم مورد تحقیر و اذیّت و اهانت مسؤلین مدارس قرار میگیرند. جوانان بهائی از ادامه تحصیلات عالی محروم اند و تمامی پیروان این دیانت از اشتغال به مشاغل دولتی ممنوع میباشند. حقوق بازنشستگی آنان لغو شده و حق ارث از آنان به خاطر عقاید مذهبی شان مسلوب گردیده است. اماکن مقدسه شان و حتی قبرستانهای بهائی را تخریت و ویران نموده اند.

مبارزه علیه جامعه بهائی در بهار سال پیش شدّت و حدّت تازه ایی یافت، وقتی که هفت تن از اعضای رهبری ملّی آنان در طی حملات ناگهانی به منازل آنها در صبح زود دستگیر شدند. حال بیش از یکسال از مسجونیت این افراد میگذرد بدون اینکه رسماً اتهامات علیه آنان را اعلان کنند و یا اجازۀ دسترسی به وکیل را به آنان بدهند. تا اینکه اخیراً به خانواده های ایشان ابلاغ کردند که تاریخ دادگاه محاکمۀ این زندانیان روز شنبه ١١جولای معین گردیده است.

ما از اتهامات علیه این زندانیان مطّلع نیستیم. ولی بر اساس اخباری که از ایران گزارش شده به نظر میرسد که اعضای هیئت ملّی بهائیان ایران به جرائمی از «جاسوسی برای اسرائیل» گرفته تا «تبلیغات علیه جمهوری اسلامی» متهم گردیده اند. در ایران چنین اتهاماتی مجازاتهای سنگین در بر دارند از جمله اعدام.

مسئلۀ دیگری که موجب نگرانی بسیار است آنکه بر اساس گزارشهای رسیده همان دادگاه انقلابی که اخیراً در پشت درهای بسته رکسانا صابری، خبرنگار آمریکایی، را محکوم کرد مسئول بررسی این پرونده نیز خواهد بود. محاکمۀ رکسانا فقط یک روز بطول انجامید که در خاتمۀ آن او را به هشت سال زندان محکوم کردند.

تنها بعد از اعتراضات بین المللی بر این عدالت نمایشی و همچنین مجازات سنگین و نا عادلانه او بود که موجب شد بررسی مجدَد به پروندۀ او در دادگاه دیگری میّسر گردد، که آن دادگاه مجازات او را به دو سال زندان تقلیل داد و آن مجازات هم بعد از فرجام به حبس تعلیقی تخیف یافت.

حال نیز باید همان فشار بین المللی را تا قبل از محاکمۀ این افراد اعمال نماییم تا مطمئن گردیم که محاکمۀ این هفت زن و مرد در دادگاهی منصفانه و عادلانه انجام خواهد گرفت. آنان باید به وکلای خود دسترسی کامل داشته باشند و وقت لازم نیز به این وکلاء داده شود تا بتوانند دفاعیۀ خود را آماده نمایند. این محاکمه نیز باید با حضور ناظرین بی طرف در دادگاه صورت پذیرد.

در واقع ما باید اقدامات بیشتری در اعمال این فشار بعمل آوریم تا دولت ایران به تعهدات بین المللی خود عمل نماید، نه تنها در خصوص اجراء محاکمه های عادلانه بلکه در خصوص آزادی مذهب و عقیده. قانون اساسی ایران مدّعی است که از حقوق اقلیت های مذهبی آن کشور حمایت میکند، ولی حقیقت امر، بر اساس آنچه که پیروان سایرادیان در ایران به آن شهادت میدهند کاملاً متفاوت است.

ولی حتی این حمایت لفظی و صوری نیز عمداً از جامعۀ قوی سیصد هزار نفری بهائی ایران سلب گردیده و آنان را از این اصل قانون اساسی مستثنی دانسته است. بهائیان نه تنها از حقوق انسانی خود در اجراء عقاید دینی شان محروم اند، بلکه کافر و مرتد نیز بشمار میروند.

بر این اصل است که دولت ایران خود را در آزار و سوء رفتار پیروان این دیانت آزاد میبیند، دیانتی که اساس عقاید آن با عقاید تمامی ادیان بزرگ جهان و پیامبران الهی یکی میباشد. چقدر از حقیقت بدور است که پیروان این مذهب را خطری برای حکومت بخوانند، وقتی آنان بر اساس تعالیم دینی خود، از هرگونه دخالت در سیاست و عضویت در احزاب سیاسی ممانعت میورزند.

اینکه دولت ایران همواره با سازماندهی و بطور سیستماتیک در آزار و اذیت بهائیان میکوشد از هیچکس پوشیده نیست – ایذاء و آزاری که در دوران دولت آقای احمدی نژاد به مراتب شدّت یافته است. کشور بریتانیا، اتحادیّه اروپا، مجلس شوراء آمریکا، مجلس سناء کانادا، پارلمان اروپا و بسیاری از سازمانهای بزرگ غیر دولتی جهان این سوء رفتار علیه بهائیان را نظارت نموده و محکوم کرده اند. اتحادیۀ اروپا در آغاز امسال آزار و اذیّت پی در پی شیرین عبادی و بستن دفاتر کاری او را شدیداً محکوم نمود و خواستار آزادی رهبران بهائی، که معتقدند «صرفاً بخاطر عقاید دینی شان» زندانی شده اند، گردید.

درداخل ایران نیز بسیاری از دانشجویان و اساتید و کارمندان دانشگاه، هنرمندان، شعراء، سیاستمداران و فعّالان توسعۀ اجتماعی نیز در نهایت شجاعت در دفاع ازجامعۀ بهائیان ایران واعتراض به تبعیض علیه آنان سخن گفته اند. که حال این افراد دلیر نیز به نوبۀ خود قهر و غضب دولت ایران را احساس میکنند.

حال ما نباید بگذاریم که تمرکز قابل توجیهی که هم اکنون متوّجه تظاهرات حامی دمکراسی و سرکوبی خونین آنان در ایران میباشد به چشم پوشی از خطر جدّی که بزرگترین جامعۀ غیر مسلمان مذهبی در ایران را تهدید میکند منجر گردد. تاریخ به ما نشان میدهد که دقیقاً در چنین شرایطی است که مقامات ایران تقصیرات را به گردن جامعۀ بهائی انداخته اند. مثلاً حدود دو هفتۀ پیش وزیر خارجۀ ایران، آقای متکًی، دولت بریتانیا را حامی «فرقۀ ضالۀ بهائی» خواند. پرچمها با شعارهایی نظیر «بی بی سی = شبکۀ خبری بهائی» در خیابانهای ایران به نمایش گذارده شدند. امروز، بهائیان ایران با آینده ایی بسیار خطرناک و نامعلوم مواجه هستند.

ما باید از دولت ایران بخواهیم که محاکمۀ رهبران جامعۀ بهائی را در یک دادگاه عادلانه تعهد کرده و با اجازه دادن به حضور ناظرین بی طرف در دادگاه اجرای چنین محاکمه ایی را تضمین نماید. ما باید از ایران بخواهیم تا به تعهدات بین المللی خود در خصوص حفظ و حراست شهروندان آن کشور و آزادی آنان در پیروی از تعالیم و معتقدات مذهبی خود، بدون هیچگونه تبعیض و یا تهدید، احترام گذارد و عمل نماید.

شیرین عبادی بانویی است دلیر و مدافعی بسیار قابل وارزشمند. ولی ما نباید به خود اجازه دهیم که این بار سنگین را او یکه وتنها بر دوش حمل نماید.

  • چاپ
  •  
    © 2008 Bahá’í International Community